چرا نخبهها مهاجرت میکنند؟ و چرا آنان در کشور میمانند، تحولی ایجاد نمیکنند؟ در این میان چه کسی مقصر است؟ خود نخبه ها مقصر هستند؟ یا نظام آموزشی مقصر است؟ برای همه ما این پرسش مطرح است که علیرغم این همه سرمایه گذاری، نهاد سازی و تلاش برای جذب و ارتقای نخبگان، چرا ما هنوز نتوانستهایم از این سرمای
من و برفهای سهیل
✍ Scribed by علیرضا خالو کاکایی
- Book ID
- 111257540
- Publisher
- علیرضا خالو کاکایی
- Year
- 2019
- Tongue
- Persian
- Weight
- 7 MB
- Category
- Fiction
- ISBN-13
- 9780463774410
No coin nor oath required. For personal study only.
✦ Synopsis
بخشی از مقدمه ی کتاب:
كتابی كه پیش رو دارید ، قطره یی ست از آب باریكه یی خرد ، در رودی خروشان به سوی اقیانوس متلاطم مقاومت. به عبارت دیگر برگی از شاخه یی ، در جنگلی تناور؛ اشارتی كوتاه به گوشه یی كوچك از آنچه گذشته است و می گذرد.
اگر چه برانگیختگی نخست ، با دیدن نخستین ستم مضاعف نسبت به زنان [و در مورد من مادرم] موجب پدیدآیی انگیزه ی نوشتن در من گردید؛ ولی این به تنهایی كافی نبود. باعشقی بزرگ می توان كارهای خطیر و بزرگ انجام داد؛ حتی كینه ـ هر چند انقلابی و مقدس ـ بی عشق ، نه راه به جایی می برد و نه كارساز است.
این گونه است كه من نیز مانند سایر همرزمانم نگارش لحظات خویش را ، پرداختن به مسائل كوچك و حقیر شخصی نمی بینم ، چرا كه مال خود نیستم ، لحظات من ، ذره یی ناچیز از سرمایه های این مقاومت برای نیل به خجسته آزادی است. آنها به امانت در اختیارمن بودند، اینك افتخار یافته ام ، به صاحبان اصلی بازشان گردانم.
بارها دغدغه داشتم ، ممكن است پرونده ی این نسل بسته شود و حرف های ناگفته ی بسیاری باقی بماند ؛ مانند خاكستر آتش هایی كه مسافران در كوره راه های جنگل بر جای می نهند، و از روی آن، می توان فهمید روزی كسی بر این كوره راه، گام ساییده است. گاه با وزش توفان و آمدن كولاك ، حتی خاكستری نیز برجای نمی ماند ، تا بتوان آن را كاوید و گرمای آتش را در آن حس كرد.
طبعا به جز آنان كه چنگ در چنگ با دیوی گرانسر و هول آفرین در نبرد بین مرگ و زندگی بوده اند ، كسی را یارای تصویر لحظات نبرد نیست. آنكه هرگز عبور گلوله یی را از كنار شقیقه ی خویش احساس نكرده ، آنچه می گوید و می نویسد ، چنگی به دل نخواهد زد. از این رو تلاش کرده ام واقعیت ها را به رشته ی تحریر درآورم. این کتاب، برداشتن نخستین گام است برای نگاشتن خاطرات.
بكوشیم «خودمان» باشیم با تمام لحظات تلخ و شیرین. بگذاریم دیگران چشم به كاستی های ما بگشایند. این گونه فرصتی پیش خواهد آمد تا قلب ها با یكدیگر سخن بگویند و چشم ها یكدیگررا ـ بدون دخالت واژه ها ـ بخوانند و همگان، همگان را دریابند ، مهم ، انتخاب نهایی ست ، نه لحظات و دغدغه های قبل از انتخاب؛ كه طبعا هر انسانی ـ به اعتبار طبیعت انسانی خود ـ با آنها رودر روست.
***
در یک کلام، اگر از من بپرسید انگیزه ام برای نوشتن این كتاب چه بوده است؟ خواهم گفت:
«كمك به تصویر عظمت اقیانوس خروشان مقاومت در برابر دو دیكتاتوری ، با انگشتانه ی عمر ناچیز خود؛ البته در قالب كلمات».
📜 SIMILAR VOLUMES
این دو نمایشنامه یکی در گذشته و دیگری در آینده است. نمایشنامه نخست بنام «فرماندهان» گفتگوی دو فرمانده یکسده پس از فرجام شاهنشاهی ساسانیان است در پی شنیده ها درباره کشتن سردار سیاه جامگان و بپاخاستن اسپهبد پیروز به کین خواهی وی. «فرماندهان» در سال ۲۵۵۵ در چارچوب برنامه ای نمایشی در «ایرانا» بازی و با